أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

1

تجارب الأمم ( فارسى )

[ جلد ششم ] [ تتمه خليفگى راضى بالله ] [ تتمه سال سيصد بيست ششم ] به نام خدا درود به خداى دادگر [ 1 ] داستانى از « بجكم » كه نشان زيركى و هوشيارى [ 2 ] است : ابو زكريا يحيا بن سعيد سوسى گويد : هنگامى كه به سفيرى ميان « بجكم » و ابن رايق آمد و شدمى كردم به بجكم گفتم : كه با ابن رايق ، آشكارا ، رو در رو نشود . پرسيد : چرا چنين پيشنهاد مىكنى ؟ گفتم : زيرا بغداد در دست او ، خليفه و سروران پشتيبان اويند ، سپاهيان او بسيار ، كارگزاريها و دارائيشان به دست او است ، دارائى تو ناچيز و سپاهيان تو اندك است . او گفت : فزونى مردان او چون گردوى پوك ، بىارزش است ، كه من ايشان را آزموده‌ام ، كمى و فزونى ايشان براى من فرق ندارد ، بودن خليفه با ابن رايق نيز از ديدگاه ياران زيانى براى من ندارد [ 3 ] . كمبود دارائى من نيز

--> [ ( 1 - ) ] متن : « و الحمد للّه العدل . » اين جمله را گنوسيست‌ها ، خواه معتزله و خواه شيعه ، در آغاز عبارتهاى خود مىنهادند و خود را « عدلى » مىخواندند كه صفت عدل را جزو اصول عقايد خود به خدا نسبت مىدادند . [ ( 2 - ) ] M . چنين بزرگداشتى از « بجكم » در خ 5 : 564 نيز گذشت . [ ( 3 - ) ] M . « متن : لا يضرنى عند اصحابي . . . » از اين عبارت آشكار مىشود كه تكيهء « بجكم » بر گنوسيستهاى جنوب بيش از تركان سنى و عربها بوده است .